قهرمان ميرزا عين السلطنه
6728
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
سى و پنج سال قبل كه من مىخواستم انگليسى بخوانم يك نفر ميرزا على خان مترجم الممالك بود كه مىدانست و معلمى مىكرد . اما چرا نبود يا چرا نياوردند مردم حاضر نبودند ، علما نمىگذاشتند . ماليات و پول به قدر امروز دولت نمىگرفت و هزار موانع ديگر داشت . مردم عوام بودند . احساسات مذهبى زياد و به كلى عنان و اختيار آنها به دست ملاها بود و ملاها به دست جمعى از ملانماها ، اصل شالودهء سلطنت هم به روى مذهب . قلم به دست دشمن به خدا اگر ناصر الدين شاه كه مىگويند آنهمه قوه و قدرت و استقلال داشت اسم ماليات عرق يا نواقل يا ترياك را به زبان مىآورد بيوه زنهاى طهران سنگسارش مىكردند ( چنانچه در قضيهء تنباكو ملاحظه شد ) . يك همچو عدليه اگر برپا نموده بود ذّرّيات او را به باد فنا مىدادند . اين مطالبى را كه امروز مىنويسند و از آغا محمد خان توقع دارند دار الفنون برپا مىكرد يا از فتحعلى شاه كه عدليه و قانون استخدام را تدوين ، درست مثل اين مىماند كه ما از نوح ايراد بگيريم كه چرا كشتى دودى و قطب نما نداشت . معاويه در جنگ صفين توپ [ نداشت ] ، ناپليون يا آيروپلن به مسكو حمله نياورد . ايراد و چرا چرا به هر فردى كه چهل سال از عمرش گذشته باشد ، روستائى يا وزير باشد ، مىتوان گرفت . خصوصا آن قلم به دست دشمن هم باشد . سكوت همگانى - خرابى از مشروطه سهشنبه 27 - علما و بازارى و نوكر باب ساكت هستند . هنوز تلگراف يا لايحه از طرف آقايان به مخالفت يا موافقت نرسيده . مىگويند كسانى را كه قم فرستاده بودند مقضى المرام مراجعت نكردند . از مشروطه مردم نتيجه نبردند و به آن جهت هياهو بلند نشده است . به حق خدا ايران در اين مشروطه خراب اندر خراب شد . صد يك مكنت مردم باقى نماند . فقر ، فلاكت ، پريشانى سرتاسر مملكت را فراگرفته . حالا مىنويسند جمهورى بشود همه درست مىشود ، چنانچه در به دو مشروطه مىگفتند . قجر بر وزن ذكر ( نطق سيد انارى ) امروز عصر سيد انارى در ميدان توپخانه نطق كرد در حالىكه زن زيادى هم جمع شده بود . آغاز نطق را بدين طريق نمود . قجر بر وزن ذكر . مردم اينها چنين و چناناند . ريش فتحعلى شاه دو ذرع بود ، با آن قيافه سيصد زن داشت ، متصل جماع مىكرد .